
۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه
شعري که نام فزوغ فرخزاد را از ليست کتاب شاعران معاصر حذف کرد
بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.
ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت.
او می گشاید … او كه به لطف و صفای خویش،
گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت.
توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.
مائیم … ما كه طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما كه جامه تقوی دریده ایم؛
زیرا درون جامه بجز پیكر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!
آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود.
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حكایت عشق مدام! ما.
“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.
ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت.
او می گشاید … او كه به لطف و صفای خویش،
گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت.
توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.
مائیم … ما كه طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما كه جامه تقوی دریده ایم؛
زیرا درون جامه بجز پیكر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!
آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود.
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حكایت عشق مدام! ما.
“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
۱۳۸۹ مرداد ۲۰, چهارشنبه
تَوَرُم ماهیانه
تورم را به دریا انداختم
ماهی .....
ماهی است که نیست
تورم را بالا کشیدم
و سنگینی و گرانی را
در آن کشیدم
مبهوت !
که ماهیها به تورم شده اند
یا
من به تَوَرُم ماهیانه دچار شده ام ؟
جوهر
ماهی .....
ماهی است که نیست
تورم را بالا کشیدم
و سنگینی و گرانی را
در آن کشیدم
مبهوت !
که ماهیها به تورم شده اند
یا
من به تَوَرُم ماهیانه دچار شده ام ؟
جوهر
۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه
۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه
فردا، دهه زجر حکومت استبدادی آغاز خواهد شد.10 شب صدای الله اکبر گوش دیکتاتور را کر خواهد کرد
به زودی دهه زجر حکومت استبدادی آغاز می شود و جنبش سبز وارد فاز جدیدی از مبارزات مدنی خود خواهد شد.در حالی که دوستان ما در دادگاههای های نمایشی مشغول دور زدن حکومت استبدادی هستند و با آرزوی آزادی همه آنها، برای رسیدن به قدمهای استوارو پیروزی جنبش سبز، از امشب تا 10 شب، صدای الله اکبرها از پشت بامهای منازل گوش دیکتاتور را کر خواهد کرد.
۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه
آقای شیخ کروبی عزیز اگر مردم بهترین داوران هستند دیگر بر اصل ولایت فقیه اعتقادی ندارند
آقای شیخ کروبی عزیز اگر مردم بهترین داوران هستند دیگر بر اصل ولایت فقیه اعتقادی ندارند و ریشه تمام ظلمهای رفته شده بر مردم را در همین ولایت مطلقه فقیه خامنه ای رهبر میدانند.
مگر نشنیدید در روز عاشورا همگان فریاد میزدند: "مرگ بر اصل ولایت فقیه" و یا بر پلهای عابر پیداده قدم زدید تا ببینید چه شعاری بر علیه او سر میدهند و یا بر روی سطل زباله ها ندیده اید که جایگاه ولایت فقیه خامنه ای رهبر شده است؟
آقای کروبی دوستتان داریم و معتقد که روزی این شعار از زبان شما هم هم گفته خواهد شد.
مگر نشنیدید در روز عاشورا همگان فریاد میزدند: "مرگ بر اصل ولایت فقیه" و یا بر پلهای عابر پیداده قدم زدید تا ببینید چه شعاری بر علیه او سر میدهند و یا بر روی سطل زباله ها ندیده اید که جایگاه ولایت فقیه خامنه ای رهبر شده است؟
آقای کروبی دوستتان داریم و معتقد که روزی این شعار از زبان شما هم هم گفته خواهد شد.
وای بر ما اگر سکوت سبزمان چراغ سبز اعدام دوستانمان شود
خودمان را جای دوستانمان بگذاریم. جای آنها که کشته شدند و جای آنها که امروز در بند و در سیاهچالاند و جانیان خیال دارند فردا روزی آنها را پای چوبهی دار ببرند. اگر ما امروز بجای آنها بودیم از دیگران چه انتظاری داشتیم؟ اصلن انتظار را فراموش کنید! وظیفهی ما چیست؟ وظیفهی انسانی ما در برابر خونهای به ناحق ریخته شده و جانهایی که در آینده خواهند گرفت؟قاتلان و جانیان میخواهند با اعدام تعدادی از دستگیر شدگان روز عاشورا گرد مرگ بر سر شهر بپاشند و مردم را از هراس وادار به سکوت کنند. هر کدام از ما که روز عاشورا در خیابانها بودیم میتوانستیم یکی از کشته شدگان و یا دستگیر شدگان آنروز هم باشیم. خودمان را جای دوستانمان بگذاریم. جای آنها که کشته شدند و جای آنها که امروز در بند و در سیاهچالاند و جانیان خیال دارند فردا روزی آنها را پای چوبهی دار ببرند. اگر ما امروز بجای آنها بودیم از دیگران چه انتظاری داشتیم؟ اصلن انتظار را فراموش کنید! وظیفهی ما چیست؟ وظیفهی انسانی ما در برابر خونهای به ناحق ریخته شده و جانهایی که در آینده خواهند گرفت؟ آدم کشان با اعلام علنی این تهدیدها و حکمها در حال سنجش واکنش جامعه هستند، واکنش من و توی ایرانی. وای بر ما اگر سکوتمان چراغ سبز اعدام دوستانمان شود.
کمپین "من هم محاربم" ایدهی خوبیست اما کافی نیست. دوستان بشتابید که وقت تنگ است. سکوت ما با هیچ اصل و قانون انسانی سازگار نیست. حکومت باید بروشنی پیام ملت ایران را دریابد که اگر دست به چنین حماقتی بزند با خشم بزرگ این ملت روبرو میشود. باید به محض اعلام احتمالی چنین حکمی و پیش از اجرای آن در مورد اسیران سبز، دست به یک اعتصاب سراسری بزنیم. آیا میتوانیم؟ آیا ایرانیان هنوز اینقدر معرفت دارند که برای دفاع از هموطنانشان دست از منافع کوتاه مدت و حساب و کتابهای روزمره بکشند و حتا در صورت لزوم برای روزهای سختی و گرسنگی آماده شوند؟ یادمان باشد که ما در برابر دیگران مسئولیم. ما به پشتیبانی هم به خیابانها رفتیم و میرویم. همانطور که در خیابانها میگوییم باید اکنون هم به دوستان دربندمان این پیام را برسانیم که نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم.
اشتراک در:
پستها (Atom)