۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

"میرحسین :گفته می شود که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد" ما بیست و دوم خرداد اثبات خواهیم کرد اینگونه نیست




یادتان هست موسوی در بیانیه هفدهم خود چه گفت :



"همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت، بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاح لازم ، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت"



بدون شک بدون موسوی باید ثابت کنیم که ما خواهان تغییر هستیم ، تغییر بزرگ نام جمهوری اسلامی به دمکراسی

مهندس موسوی : من یقین دارم جوانان سبزی که زلال حقیقت را نوشیده اند در پی مقابله با کجروی ها و دروغگویی ها به مبارزه ادامه میدهند






فراموش نکنیم فردا بیست و دوم خرداد و روز تولد مبارزه با حکومت دروغ وبی پایه و بییان و تزویر و ریاست، چه زیبا گفت میر حسین عزیزمان :

من یقین دارم جوانان سبزی که زلال حقیقت را نوشیده اند و از سپاه زور و تزویر "خارج" شده اند، چون من هرگز تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهند شد و دور نیست که گرد هم جمع گشته به طور سازمان یافته در پی مقابله با کجروی ها و دروغگویی ها به مبارزه ادامه دهند

ما به او لبیک خواهیم گفت و در بیست و دوم خرداد بر ضد جهل و دروغ دوباره کنار هم خواهیم بود

۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

روز تولد توست، تولدت مبارک جنبش سبز با فریاد مرگ بر دیکتاتور به استقبال روزهای پیروزی برویم


باورم نمیشه ما داریم دو ساله میشیم، اون چیزی که ما داریم و می خوایم بحث بد و بد تر نبود ، فریاد بود ، فریاد مرگ بر دیکتاتور، بدون شک این فریاد از گلوی من، از گلوی تو برای ندا، سهراب و ترانه و هاله و تمام آنهایی جان دادند برای ما، آنهایی پشت میله های زندان در انتظار فریاد ما هستند، به آسمان خواهد رسید،


آری روز تولد توست، تولدت مبارک جنبش سبز با فریاد مرگ بر دیکتاتور در شب نوزده و بیست و بیست و یک به استقبال پیروزی قریب الوقوع برویم

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

منی که با ریسک حمله بسیجی ها تصمیم میگیرم بیست و دو خرداد به خیابان بیایم کاملا با جمهوری اسلامی و قانون اساسی مخالفم




گفتمان ابهام آلود اصلاح طلبی، په بلایی بر سر جنبش خواهد آورد؟به راستی تصمیم گیران اصلی جنبش سبز چه کسانی هستند؟مردمی با ریسک تمام مقابل ذوب شدگان در ولایت مطلقه می ایستند و خطر تجاوز و زندان و کتک خوردن را به جان می خرند یا آنهایی که مردم را به سوی قتلگاه منحرف میکنند بی آنکه سودی از این بابت نصیب گروهی یا شخصی شود؟ چرا انهایی که در پشت تصمیمات ناخردانه قرار میگیرند به راحتی به خود اجازه میدهند که باشعور مردم بازی کرده تا شاید در انتهای راه سودی نصیب آنها گردد در حالی که میدانند حکومت جور و ظلم جمهوری اسلامی هیچ رحمی به سربازان گم نامشان نمی کنند و بی مهابا آنها را آماج بی رحم ترین و متحجر ترین روشهای شکنجه می کنند؟


تظاهرات ساکت در شرایط حاضر ایران چه معنی دارد و چه هدفی را دنبال می کند؟ یکبار بطور خود جوش در تظاهراتی خود جوش مردم دست به تظاهرات ساکت زدند. هدف این تظاهرات ، اعتراض به کودتای انتخاباتی بود. علت سکوت نیز این بود که بهانه برای رژیم برای به خشونت کشیدن تظاهرات فراهم نکنند. ولی از زمان اعلام جنگ خامنه ای به ملت در نماز جمعه، هر گونه تظاهراتی چه ساکت و چه ناآرام به خون کشیده شده است، پس علت اولیه تظاهرات ساکت علت وجودی خود را از دست داده ،شورا تصمیم بر بستن دهان مردم گرفته است در حالی که می داند روزی سکوت مردم برای به خشونت نکشیدن جریان بود و رسیدن به خواسته های احتمالی
پس از آن تجربه های شکست خورده در مقابل رژیم جنایتکار و فاسد، آنهم در این زمان دلیل این درخواست چه می باشد؟ البته اگر مطمئن بودند که تظاهر کنندگان خط قرمز اصلاح طلبان را رعایت می کردند و تظاهر کنندگان خواستار بازگشت به دوران "طلایی امام " و "اجرای چنین قانون اساسی" ای می شوند، آنگاه هیچ علتی وجود نداشت که از مردم بخواهند که دهانشان را ببندند. پس علت اصلی چنین در خواست نامتعارفی همان ترس از شعارهای ساختار شکن و انقلابی می باشد. به نظر می رسد که نیک می دانند که موج روز افزونی از جوانان روز بروز و بنا بر تجربه به این نتیجه رسیده اند که اصلاح رژیم ولایت مطلقه با ذهنیت قرون وسطی اش تنها در فروپاشی آن می باشد। دیگر اینکه نسل جوانی که به این نتیجه رسیده است و می بیند که کشورهایی مثل مصر و تونس با وجود بسیار دیرتر از ایرانیان شروع کردن ولی بسیار زودتر به اولین هدف خود، که همان سرنگونی مستبد بود، رسیده اند


آن روزها که سکوت بود و صحنه های زیبای سکوت سبز که همه ما به آن را تجربه کردیم شعار ما رای من کجاست بود و دیگر هیچ و امروز شعار من جز نابودی کامل اصل ولایت فقیه و قانون بی پایه اساسی نخواهد بود و تنها با فریاد خواهد بود که می توان به این نتیجه دست یافت ، حال لازم می آید جوانی که با وجود ریسک حمله بسیجی های رژیم، تصمیم می گیرد که به خیابان بیاید از خود سئوال کند که چه نوع هدفی ارزش چنین ریسک کردنی را دارد؟ آیا آرزوی بازگشت به دوران" طلایی امام " و اجرای بدون تنازل قانون اساسی ارزش چنین ریسک کردنی را دارد یا هدف را استقرار حاکمیت جمهور مردم و آزادیها در سرزمینی مستقل و رشد یاب که در آن حقوق ذاتی تمامی انسانها در یک دولت حقوقمدار به رسمیت شناخته می شود و دولتی که در خدمت مردم برای فعلیت بخشیدن به این حقوق، قرار می گیرد؟ واقعا کدامیک از این اهداف ارزش چنین ریسک کردنی را دارند؟



ولی سخنی که با هم رزمان خود دارم، سخنی که با تمام جنبشیان راه آزادی تمام سبز اندیشان، به راستی ما هنوز نتوانسته ایم برای خود پایگاهی مناسبی برای اطلاع رسانی بسازیم، تمام سعی ما در بالاترین و فیس بوک و دیگر سایتها و شبکه های اجتماعی می باشد که به آن اعتماد کردیم که بی شک بی تاثیر نیست، ولی باور داریم که اصلاح طلبان با تمام رفتار نا بخشودنیی که در این امر انجام دادند یک منبع مفید برای اطلاع رسانی هستند و باید قبول کنیم هنوز از راه جنبش سبز جدا نگشته اند، این درایت ما را می طلبد که چگونه از شرایط موجود استفاده لازم را ببریم، پس با علم به این موضوع با خویشتنداری به فکر روزهای آینده و پیروزی های آینده باشیم


pashootan

منبع : انقلاب اسلامی

۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

تاریخ را مردان بزرگ می نویسند.برای سحابی عزیز مردی که بی پیرایه در مقابل دیکتاتورایستاد




این است رسم مردانگی، این است رسم ماندگاری ،این است رمز مردان بزرگ تاریخ


یدالله سحابی (زاده ۱۲۸۴ در سنگلج، تهران - درگذشته ۲۳ فروردین ۱۳۸۱ در تهران) به همراه سید محمود طالقانی و مهدی بازرگان، یکی از مؤسسین نهضت آزادی ایران بود. وی پدر عزت‌الله سحابی یکی از فعالین سیاسی و عضو سابق نهضت آزادی است.
یدالله سحابی در سال
۱۳۱۱ از طریق قبولی در آزمون اعزام محصل به فرانسه رفت و اولین دکترای علوم ایران را با خود به ارمغان آورد. او به همراه دکتر فریدون فرشاد اولین اساتید ایرانی علم زمین شناسی در دانشگاههای ایران بوده است.[۱]
یدالله سحابی در سال ۱۳۳۳ به همراه یازده استاد دانشگاه تهران به علت اعتراض به قرداد کنسرسیوم نفت، منتظر خدمت شد و به همراه ده استاد دانشگاه
شرکت یاد را تاسیس کرد. او در سال ۱۳۴۲ به همراه دیگر سران نهضت آزادی محاکمه شد و به علت کهولت سن به چهار سال زندان محکوم شد که مدتی از محکومیت خود را به همراه مهندس بازرگان در زندان برازجان گذراند. در دولت موقت به نخست‌وزیری مهدی بازرگان که پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ تشکیل شد، سمت وزیر مشاور را داشت،
از ویکی پدیا

روحش شاد

۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

پیشنهاد به عادل : امروز در نود یک دقیقه سکوت به احترام ناصر خان حجازی (عادل امروز سبزتر از همیشه باش)

عادل عزیز میدانیم حق حجازی را امشب ادا خواهی کرد و بدون اعتنا به کودتاگران امروز هر چه هست ناصر خان است و ناصر خان

اما ما انتظار دیگری داریم، یک دقیقه سکوت به احترام ناصر خان حجازی ناصر خانی که همه می دانیم چه بر سر او آمد و چه کسی بهتر ، رک تر و بی پروا تر از تو سراغ داریم که درد ناصر را برای همه بازگو کند

(عادل جان امشب سبزتر از همیشه باش)

ثابت میکنیم دشمنان واقعی مردم شما هستید،حجازی بر روی دوش مردمی که به فکرشان بود تشییع خواهد شد نه کودتاگران



"به دروازه‌بان اسطوره‌ای سال‌های دور استقلال توصیه می‌کنیم در چارچوب خود حرکت کند و پا فراتر از حد خود نگذارد چون مردم طاقت همراهی او با دشمنان کشورشان را ندارند।"



این مزخرفات سایت حامی دولت مثل پتکی بود بر سرم، هر چند افتخار می کردم به بودن مردی سبز در انتهای خیال آبی خود اما گویی حشره های موزی همچنان به دنبال اسطوره کشی بودند و هستند، حجازی بدون شک در انتظار شانه های سبز ما خواهد بود، او هرگز از پیشمان سفر نکرد و به قول علی کریمی دوست داشتنی ، مرد عمل بود نه چاپلوسی،


به افتخار سبز بودنش همه با هم سبز می اندیشیم و ثابت میکنیم دشمان واقعی مردم شما هستید،حجازی بر روی دوش مردمی که به فکرشان بود تشییع خواهد شد نه کودتاگرانی چون شما که معلوم نیست از کدام جهنم دره ای بر ما تحمیل شده اید


چهار شنبه همه سبزیم


سخنی با آتیلا: پسر حجازی هستی و انتظار داریم تو هم چون پدر راه او را ادامه دهی و همیشه سبز باشی