۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

خبرگزاری فارس: بنياد تعاون سپاه در فهرست سهامداران شركتهاي حاضر در كنسرسيوم خرید مخابرات نمي‌باشد.

پس از واگذاری بلوک 50 درصدی به علاوه یک سهم مخابرات به عنوان بزرگترین واگذاری سهم در تاریخ ایران و با توجه به اینکه شرکت مخابرات ایران به لحاظ مقیاس و موضوع فعالیت منحصربه فرد است، در برخي رسانه هاي خارجي و داخلي درباره خريد سهام مخابرات نظراتی مطرح شد که چندان به نفع خریدار این سهم بزرگ نبود و در پی ان این شرکت نیمه دولتی بر این آمد تا از خود در برابر این گونه نظرات دفاع کند .دفاعی که به هیچ عنوان قابل قوبل نبود و اکثر مسئولین و دلسوزان نظام از این خرید ناراضی بودند.
در این میان طبق معمول خبرگذاری فارس اقدام به درج مطالبی نمود که به راستی خلاف واقع می نمود :

"كنسرسيوم توسعه اعتماد مبين درباره اخبار منتشر شده در برخي رسانه هاي خارجي و به تبع آن تعدادي رسانه داخلي درباره خريد سهام مخابرات توضيحاتي ارائه كرده است.به گزارش خبرگزاري فارس، در اطلاعيه كنسرسيوم توسعه اعتماد مبين آمده است: كنسرسيوم توسعه اعتماد مبين در رقابت با كنسرسيوم مهر اقتصاد ايرانيان با قيمت 3409 ريال برنده مزايده گرديد. از شركتهاي مجموعه كنسرسيوم يكي متعلق به سرمايه‌گذاري تدبير و دو تاي ديگر سهامي عام مي‌باشند. دو شركت سهامي عام اخير الذكر به عنوان SPV ‌هاي مورد نياز براي بسترسازي حضور تعداد زيادي از اشخاص حقيقي و حقوقي متقاضي سهام مخابرات مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اين اطلاعيه تصريح كرد: خلاف شايعات منتشره بنياد تعاون سپاه در فهرست سهامداران شركتهاي حاضر در كنسرسيوم نمي‌باشد. در خصوص آمادگي جهت تامين 20 درصد نقدي نيز كنسرسيوم توضيح داد كه بخش اعظم منابع تامين شده است بعلاوه اينكه قسمتي از سهام پذيره‌نويسي خواهد شد و در اين خصوص با شركت‌ها و بانكهاي خصوصي مذاكره و بعضا توافق بعمل آمده است. همچنين واگذاري بخشي از سهام در فرآيند مذاكره با چند اپراتور بزرگ مخابراتي بين‌المللي و شركتهاي سرمايه‌گذار خارجي قرار گرفته است كه در مرحله تصميم‌گيري و نهايي كردن مي‌باشد. در خصوص برنامه‌هاي آتي، روابط عمومي كنسرسيوم توضيح داد كه طرح تجاري ده ساله‌اي تهيه شده است كه شامل برنامه توسعه و ارتقا فناوري و سرويس‌هاي پيشرفته مخابراتي بوده و پيش‌بيني درآمد و سودآوري و بازگشت سرمايه در آن بدقت لحاظ گرديده است. اين طرح تجاري متضمن آينده و چشم‌انداز روشن سهامداران، كاركنان خدوم شركت مخابرات و حوزه مخابرات و فناوري اطلاعات كشور مي‌باشد."

کدام عقل سلیم این گونه حرفها را باور میکند ؟ سپاه در جریان این خریداری سهام هیچ گونه نقشی نداشته است در حالی که دوست رفیق و شفیق خود یعنی شرکت مهر را که متعلق به بسیج می باشد را کنار گذاشته و خود در راس این قدرت قرار داده است و این درحالیست که صاحبنظران معتقدند سپاه در جریان این گونه خریداریها پیکره اصلی دولت را در دست خواهد گرفت..

arma-8/7/88

گزارش اختصاصی پرچم در مورد سخنان منتشر نشده هاشمی در دیدار با خبرگان را باور کنیم ؟


چندی پییش دومین نامه سرگشاده کروبی به هاشمی رفسنجانی نظرات متفاوتی به همراه داشت و خبرنگرایهای متفاوت نسبت به تحلیل آن اقدام نمودند.در این میان خبرگذاریهای وابسته به نظام همچون پرچم و فارس این موضوع را به نحوی پیچ دادند و به درج گزارشهای متفاوتی پرداختند که باور کردنش غیر قابل قبول بود.

گزارش خبر گذاری پرچم از این نظردر نوع خود قابل توجه می باشد که چه درست یا چه نا درست (شما نادرست بدانید) نشان از قدرت سیاسی هاشمی در معادلات داخلی دارد..

خبرنگار پرچم: دیدار رئیس مجلس خبرگان رهبری با اعضای این مجلس که به روال هر ساله برگزار شد ، امسال اما به دلیل حواشی متعددی که به خاطر انتخابات ریاست جمهوری در کشور به وجود آمده بود حائز اهمیت تر به نظر می رسد. هرچند دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با خبرگان ملت به دلایلی نامعلوم از سوی دفتر وی منتشر و رسانه ای نمی شود اما به دلیل اهمیت این دیدار و سخنان رد و بدل شده، سایت "پرچم" این سخنان را که از طریق یکی از حاضرین در جلسه فوق در اختیار قرار داده شده منتشر می کند.در ابتدای این دیدار خبرگانی که به ایراد سخنرانی می پردازند از رئیس خبرگان تقاضا می کنند که مواضعی هماهنگ تر با رهبری اتخاذ کند تا شائبه برخی اختلافات موجب سوء استفاده دشمن نشود.پس از این سخنان، رئیس مجلس خبرگان با اشاره به صحبت های مطرح شده درباره اختلافات وی و رهبری به خاطره ای از سال های دور اشاره کرده و می گوید: در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای در ایامی که شایعات بسیاری درباره اختلافات من و ایشان به گوش می رسید، روزی من به سمت دفتر ایشان حرکت کرده و آنجا بودم که یکی از اعضای وقت جامعه مدرسین که از دفتر پیگیر من شده و شماره مکانی را که به همراه آیت الله خامنه ای آنجا بودیم را به وی داده بودند به آنجا زنگ زده و آقا خود گوشی را برداشتند. اما این عالم عضو جامعه مدرسین به خاطر نشناختن صدای آقا به ایشان می گوید که گوشی را به آقای هاشمی بدهید و پس از ارتباط با من گفت که ما در جامعه مدرسین درباره اختلافات شما و رئیس جمهور صحبت کردیم و قرار شده هیاتی بیاید و اختلافات بین شما را حل کرده و الفت و دوستی فیما بین را دوباره برقرار کند.بعد از اتمام این تماس من و آیت الله خامنه ای خنده شدیدی درباره این شایعات بی پایه کرده و نسبت به اینکه با وجود نبودن هیچ گونه اختلاف و تشتتی چنین شایعه پردازی می شود بسیار متعجب شدیم.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم چنین ادامه می دهد: از زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای من با ایشان یک شب در میان جلسه خصوصی داشته ام ولی الان به دلیل مشغله های ایشان این جلسات کمتر شده اما همچنان ادامه دارد. من نمی دانم چرا برخی گمان می کنند که ما اختلاف داریم؟ روابط من و رهبری بسیار گرم و صمیمانه است و همچنان جلسات منظم با هم داریم.برای دیدار با رهبری مسئولان نظام و سران سه قوه باید وقت قبلی گرفته و در وقت مشخصی به ملاقات ایشان بروند اما روابط من و آقا آنقدر نزدیک است که من هروقت کار مهمی داشته باشم هم می توانم به دیدار ایشان بروم و هم اینکه تلفنی با ایشان صحبت می کنم.این کسانی که می گویند من و آقا اختلاف داریم جایگاه ولایت فقیه را نمی دانند. من واقعا به ولایت فقیه معتقدم و اطاعت او را بر خود واجب می دانم. موارد متعددی بوده که من و آقا با هم بر سر موضوعی مباحثه کرده و در صورتی که به نتیجه نرسیده ایم من نظر ایشان را مقدم داشته و اطاعت کرده ام به دو دلیل؛ اول اینکه گفته ام به ایشان که شما ولی فقیه هستید و امرتان واجب الاطاعه و دوم اینکه فهم شما را در مسائل بین المللی و سیاسی خیلی بالاتر از خودم می دانم و نظر شما را به عنوان کارشناس خبره می پذیرم.وی ادامه داده است: در جامعه بشری امروز هیچ بدیلی برای ولایت فقیه نداریم. درایران اگر ولایت فقیه نباشد کشور یا تجزیه می شود یا متلاشی می گردد. تنها راه اداره کشور ولایت فقیه است.من کسی را صالح تر از آیت الله خامنه ای برای اداره کشور نمی دانم و کسی هم بهتر از ایشان توان اداره کشور را ندارد. من معتقدم ولایت فقیه راه اصلی اداره کشور است و هیچ تئوری بالاتر از تئوری ولایت فقیه در کشور وجود ندارد.رئیس مجلس خبرگان در باره نظر خود نسبت به شخصیت مقام معظم رهبری افزوده است: ایشان ( آیت الله خامنه ای ) بدیل ندارد و بهترین فرد برای مسند ولایت فقیه است. به این موضوع دوست و دشمن معترفند. من نظام بدون ولایت فقیه را مشروع نمی دانم . مشروعیت نظام از ولایت فقیه است نه از رای مردم. من در زیر سقف انقلاب کسی را با صلاحیت تر از آ یت الله خامنه ای برای رهبری نمی بینم . ایشان هم مدیر است و هم مدبر.


و ما خوب میدانیم که ماه پشت ابر هرگز نمی ماند

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

آقای رفسنجانی: پاسخ شما به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی چنين خطير پرسش می کنند، چيست؟


بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آيت الله هاشمی رفسنجانیرياست محترم مجلس خبرگان رهبریبا سلاماين دومين نامه ای است که پس از شبه انتخابات رياست جمهوری اخير به شما می نويسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباری بسيار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها به گوش من رسيد و بر خود ديدم که از شما بخواهم بنا بر جايگاه حقوقی خود به اين اتفاقات رسيدگی کنيد و نگذاريد در جمهوری اسلامی تعرض به جان و مال و ناموس مردم تبديل به امری معمول و عادی شود. متاسفانه اما آن نامه اثری در مسئولان نکرد و ديديد که بی توجهی و بی حرمتی به حقوق مردم، چه آتشی به خرمن اعتماد زد و چه آبرويی از نظام ما زايل کرد. البته صلاح مملکت خويش مسئولين دانند. با اين حال اگر آن نامه سرانجامی پيدا نکرد با خود گفتم که شايد رسيدگی به آن نامه از دايره اختيارات شما خارج بوده است.اکنون اما اين نامه دوم را از آن روی به شما می نويسم که ديدم اجلاسيه مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و آنچه در اين مجلس بايد مطرح می شد، مطرح نشد و آنچه بايد توسط اعضای آن مجلس مورد کنکاش قرار می گرفت، مورد کنکاش قرار نگرفت؛ و در يک کلام مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی بايد باشد به نهادی بی اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنرانی و صدور بيانيه ای بود که بدون برگزاری اجلاس وجمع شدن اعضای محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم می شد آن را انجام داد.

اينچنين بود که تصميم گرفتم اين نامه را به شما بنويسم و رشادت ها و دليری های حضرت امام خمينی و نيروهای انقلابی در عصر ستمشاهی را يادآوری کنم و تاکيدی که امام و شاگردان او همچون من و شما بر مقابله با ظلم و جور داشتيم را به خاطر شما بياورم، و توضيح دهم که فلسفه وجودی مجلس خبرگان رهبری و مسئوليت اعضای آن چه بود، تا بعد شما خود داوری کنيد که در شرايط خطير کنونی چه مسئوليتی بر عهده شما بوده و هست و شما تا چه حد جايگاه صندلی ای که بر آن تکيه زده ايد را حفظ کرده و به چه ميزان در جايگاه رياست مجلس خبرگان، حافظ انقلابی بوده ايد که اصلی ترين هدف آن مقابله با بی عدالتی وتضييع حقوق مردم بوده است.
جناب آقای هاشمی امام خمينی در شرايطی سخت و خطير و در تاريکی استبداد پهلوی، برای دفاع از اسلام و آزادی مردم از استبداد و استعمار، پنجه در پنجه نظامی انداخت که مستظهر به حمايت خارجی و تا بن دندان مسلح بود و خون جوانان را به ارزانی در خيابانها می ريخت. شما که يکی از شاگردان امام و در رکاب ايشان بوديد می دانيد که اگر نبود اعتقادی الهی و عزمی راسخ، مقابله با قدرت مطلقه شاه و استبداد شاهنشاهی و آن فداکاری ها و جانفشانی ها ميسر نمی شد. حتما به خاطر داريد که در آن شرايط هولناک و در راه مبارزه با جور و استبداد، ابتدا تعداد همراهان همدل در صنف روحانيت بسيار کم بود. هنگامه خطر کردن بود و زمانه زندان و شکنجه و بگير و ببند و تبعيد و دربدری و آوارگی. نه احتمالی قوی به پيروزی بود و نه برنامه ای برای تقسيم غنايم. ايمان و باور قلبی به اسلام و عدالت و مردم در دلهای ما حاکم بود و شوق قدم زدن در بيابان به قصد کعبه. آن رشادت ها و فداکاری ها به رهبری حضرت امام به انقلابی اسلامی و ضد استبدادی منجر شد که ما امروز وارثان آن هستيم و عدالت خواهی آن به مرزهای کشور نيز محدود نميشد و هدفی جهانی داشت از جمله در سرزمين فلسطين و قدس شريف.
جناب آقای هاشمیمن در مقام يکی از شاگردان مکتب امام خود را مديون ايشان و رهبری شجاعانه شان می دانم و با خود عهد کرده ام که تا پايان عمر در رکاب آن انديشه و حافظ آن ميراث گرانقدر اسلامی و ضد استبدادی باشم. چه باک که در اين مسير در نظام جمهوری اسلامی دفتر شخصی و دفتر حزبی مهدی کروبی را پلمپ کنند و روزنامه اش را توقيف و يارانش را نيز در بند سازند. چه باک که جريده هايی دهان دريده به اسم ايران و وطن، از زمين و کيهان بر من بتازند و بيت المال را خرج فحاشی خود کنند و از اين راه مواجب بگيرند و رسانه ملی را نيز تبديل به يک توپخانه حزبی و سياسی عليه اينجانب سازند و نماز مقدس جمعه را هم به مقاصد سياسی خود بيالايند و به مرکزی برای حمله به ياران امام راحل مبدل کنند. من اما تحمل تمام اين مصائب را برای خود شيرين ساخته ام با يادآوری آنکه چگونه طوفان های سهمگين و فراز ونشيب های دوران سخت پيش از انقلاب و پس از آن سپری شد و چگونه عزم و اراده بی نظير امام و پايداری همراهان پولادين قدم، قساوت و شقاوت ساواک و دژخيمان پهلوی را به لذت پيروزی خون بر شمشير و غلبه حق بر باطل مبدل ساخت. کام من چنان از آن پيروزی ها شيرين است که تلخی برخی مصائب گذرا اثری بر من نداشته و نخواهد داشت. نيک می دانم که شما نيز در اين مسير در رکاب حضرت امام تمام آن مصائب و سختی ها را تجربه کرده ايد و برخلاف عده ای ديگر، می دانيد که نظام جمهوری اسلامی متکی بر سرمايه ای بسيار گرانبها و رشادت هايی بس فراوان است. شما سی سال در خدمت اين نظام بوده ايد و ميدانيد که اين نظام چه مصائب و مراحل پرخطری را در مبارزه با گروههای التقاطی و الحادی پشت سرگذاشته است و چه هزينه هايی برای اعتلای نظام اسلامی و برقراری حاکميت جمهور پرداخت شده است. وا اسفا اما که امروز دستاورد ما از آن همه رشادت و مقابله با استبداد و عدالتخواهی چيست و به کجا رسيده ايم؟می بينم که اجلاس خبرگان برگزار می شود و شما نه سخنی در انتقاد از شرايط حاکم بر کشور بر زبان می آوريد و نه انتقادی را بنا به وظيفه خود منتقل می کنيد و از همه عجيب تر در اختتاميه مجلسی بدين اهميت در زمانه ای بدين حد خطير غايب می شويد. از خود می پرسم آيا اين همان اکبر هاشمی است با همان روحيه ای که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتيم؟ به ياد می آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نيز هر گاه که مطلبی را لازم می ديديد هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان می آورديد. به ياد دارم جلسه ای را که در حضور حضرت امام بوديم و ايشان وصيتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تاييد گفتند اما شما نکته ای را که داشتيد در خود فرونبرديد و بر زبان آورديد و امام نيز با بزرگواری سخن شما را پذيرفتند و بدان عمل کردند.
جناب آقای هاشمیشما با رای مردم و نمايندگان آنها در مجلس خبرگان در راس نهادی قرار گرفته ايد که حساس ترين و پراهميت ترين نهاد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران است. نهادی که مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی عهده دار معماری و نظارت بر راس هرم قدرت در ساختار حکومتی ايران است و مسئول انتخاب و تعيين رهبری و نظارت برعملکرد آن و سازمانهای تابعه اش. اين حقوق و اختيارات را نيز هيچ فردی به آن مجلس نداده است که بخواهد از آن مجلس پس بگيرد و وديعه ای نيست که هر وقت پسنديدند از آن مجلس بستانند. حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ايران. اين مجلس از چنان جايگاهی برخوردار است که هيچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نيز ندارد و اعضای اين مجلس خود حق تعيين شرايط کاری و نظارتی برای خود را دارند.اجلاس خبرگانی با چنين جايگاهی منحصر به فرد، در شرايط خطير کنونی برگزار شد و پرسش من از شما به عنوان رئيس اين مجلس است که آيا اين مجلس بر اساس و ظيفه خود در اين اجلاس عمل کرده است؟ آيا آن نطق های پيش از دستور و آن گزارش و بيانيه ای که صادر شد به واقع پاسخگوی پرسش ها و ابهامات جامعه امروز ايران بود؟ اگر جناب آيت الله دستغيب با آن سوابق درخشان و پايگاه عميق مردمی که دارند نيز در آن مجلس سخنی را از سر دلسوزی گفتند چنان با ايشان برخورد شد و از ضرورت طرد و حذف و تنبيه ايشان سخن به ميان آمد که گويی در آن مجلس جز به تمجيد و تجليل نبايد سخن گفت و هيچ خبره ای حق انتقاد از شرايط کشور را ندارد و دهان آن خبره ای که از هفت خوان شورای نگهبان گذشته و توانسته به مجلس خبرگان راه يابد را بايد با خاک پر کرد تا مبادا جز به مداحی و تجليل از شرايط موجود سخنی بگويد! به راستی که ما به کجا می رويم؟ و اگر قرار بر اين بود و هدف مقدس همه ما در مبارزه با استبداد و استعمار رسيدن به چنين نقطه ای بود چه احتياجی بود به مجلس خبرگان؟ اگر قرار بر اين است که در مجلس خبرگان هيچ خبره ای جز به تاييد سخن نگويد آيا بهتر آن نيست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟ به راستی ديگر چه احتياجی است به هزينه کردن از بيت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واين همه هزينه کردن. آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟
اجلاسيه مجلس خبرگان برگزار شد و توقع آن بود که نمايندگان مردم در اين مجلس نگاهی موشکافانه به آنچه روز انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و حوادث و بحران های قبل و پس از آن داشته باشند. گمان اما نمی کردم که در اين اجلاس، خبرگان ملت، بحران مبتلا به کشور را "فتنه" بخوانند و چنين به اميد پاک کردن صورت مساله ، سر خويش را به زير برف کنند. به راستی جنابعالی که قبل از انتخابات "آتشفشان" خشم مردم را روشن ديده و آن را اعلام عمومی کرده بوديد چگونه تاييد فرموديد که تصاعد اين آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنين بی دغدغه از کنار شرايط خطير مترتب بر کشور بگذرند؟ در عجبم که با قانون اساسی، اين ميراث گرانبهای امام و خونبهای شهيدان و ثمره تلاش و پايمردی رهروان انقلاب، و با يکی از اصلی ترين پايه های آن که همانا مجلس خبرگان رهبری است چه رفتاری می شود! و عظمت اين مجلس و جايگاهی که می تواند در حفظ و سلامت نظام جمهوری اسلامی و احقاق حقوق مردم داشته باشد، چه سرنوشتی پيدا کرده است!
رياست محترم مجلس خبرگان رهبریامام اگر اين مجلس را مايه تقويت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تاييد محسنات که نقد ايرادها از طريق اعمال و انجام وظيفه نظارتی نيز بود. متاسفانه اما جايگاه اين مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسيد که نمايندگان ادوار آن همچون آيات عظام رحمت الله عليهم احسان بخش و جمی و عبايی خراسانی و خلخالی و آيت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تيغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نياورد که اين چه بلايی است که بر سر خبرگان ملت اين نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند. نتيجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنيدن صدايی ناخوشايند از يک نماينده، فرياد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنين اختناق و سختگيری هايی آن هم در حق يک نماينده مجلس خبرگان با هيچ عقل سليمی قابل توجيه نيست. چگونه می توان برای مردم توجيه کرد خفه کردن و بستن دهان يک نماينده مجلس خبرگان را که وظيفه ای سنگين برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دليل که حرفی ناخوشايند عده ای زده است؟ اين دم خروس چيزی نيست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟ و بايد که مقام رهبری خود وارد عمل شوند و در برابر اين بی حرمتی ها در حق يک نماينده مجلس خبرگان بايستند و ممانعت به عمل آورند. و به راستی آيا مجلسی با اين ترکيب که تحقير عضو آن نيز چنين رايج و ممکن است چگونه می تواند در هنگامه ای سخت و در روز مبادا، تصميمی شايسته و بايسته برای کشور و ملت بگيرد؟
جناب آقای هاشمیپاسخ شما چيست به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی چنين خطير پرسش می کنند؟ آيا اگر مجلس خبرگان در اجلاس خود نگاهی گذرا به آنچه که در چهار سال گذشته بر اين مملکت رفته است می انداخت نمی توانست بسيار بهتر زمينه های پيدايش بحرانی که بر مملکت حاکم است - و شما البته فتنه اش خوانده ايد- را دريابد؟ شما در سخنرانی های قبل و بعد از انتخابات خود بارها به بحران های اقتصادی و به هم خوردن سند چشم انداز در کشور و انحراف از آن اشاره کرده ايد ولی آيا پرداختن به اين بحران ها نبايد جايی در مجلس خبرگان پيدا می کرد؟ آيا در وظيفه شما در مجلس خبرگان نيست که رسيدگی کنيد به آنچه که به نام خصوصی سازی و انجام اصل ۴۴ قانون اساسی انجام می شود و نهادهای تحت نظارت رهبری همچون سپاه و ستاد اجرای فرمان امام (که بنا به فرمانی که امام به بنده و آيت الله حسن صانعی دادند قرار بود حداکثر طی دو سال کليه اموال توقيفی اش يا رفع توقيف و يا با بررسی دقيق در صورت نامشروع بودن مصادره شود و اين ستاد به کار خود پايان دهد؛ ستادی که نوه گرامی حضرت امام نيز بارها گله کرده و درخواست داشته اند که در صورت تعطيل نکردن آن حداقل لفظ "امام" را از عنوان آن بردارند) سهام يک وزارتخانه دولتی را در نيمی از يک ساعت به نام خود می کنند و به نام خصوصی سازی حماسه ای ديگر در ادامه و تکميل حماسه انتخابات رياست جمهوری اخير می آفرينند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به سياست خارجی بدون طرح و برنامه ای که موجب وهن نظام ما در مجامع بين المللی شده است پرداخته شد؟ آيا مشکلات اجتماعی حاکم شده بر کشور و امنيتی کردن فضای سياسی جامعه و دانشگاه ها و مراکز مختلف کشور از هيچ اهميتی برای بررسی برخوردار نبود که اعضای آن مجلس توجهی بدان نکردند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به عملکرد برخی سازمانهای تحت نظارت رهبری که نظارت عاليه بر آنها بر عهده شما در مجلس خبرگان است رسيدگی شد؟ آيا مروری نکرديد بر انچه در رسانه به اصطلاح ملی ما می گذرد و افتی که مخاطبان اين رسانه پيدا کرده اند؟ آيا صحبتی در اين خصوص شد که چرا سه کانديدای به ظاهر ناکام شبه انتخابات اخير را در قوطی می کنند و ياران آنها را در سلول انفرادی می اندازند و آنها صرفا در گذر از سلول های انفرادی است که می توانند راهی به آن رسانه ملی آن هم برای پخش اعترافات پيدا کنند و با اين حال درهای اين رسانه اما به روی حاميان کانديدای پيروزخوانده و دادستان محترم کشور باز است که بيايند و سخنان خود را يکسويه عليه کانديداهای ديگر مطرح کنند و بروند؟ آيا شما بر اين نکات واقف نبوديد؟ واقف بوديد و اگر در اين اجلاس به آنها اشارتی نشد آيا اين بدان مفهوم نيست که روحيه عدالت خواهی و رشادت انقلابی از ميان ما رخت بربسته و زايل شده است؟ و امروز به راستی چه پاسخی داريد در برابر آنهايی که مدعی اند اين مجلس وظيفه نظارتی خود را فراموش کرده و به نهادی بی اثر و تبليغاتی مبدل شده است؟ آيا جای آن نبود که اعضای اين مجلس سه کانديدای معترض به نتيجه انتخابات را که همگی از سرمايه ها و خدمتگزاران اين نظام بوده اند فرا می خواند و سخن آنها را می شنيد و پس از آن مبادرت به صدور بيانيه خود می ورزيدند؟
جناب آقای هاشمیبر خود می بينم که بخشی از تعبير حضرت امام در خصوص جايگاه مجلس خبرگان را برای شما و ديگران يادآور شوم که فرمودند:«اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئوليتی را قبول فرموديد که در راس همه مسئوليت هاست، و آغاز به کاری کرديد که سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغ ديده در گرو آن است. تاريخ و نسل های آينده درباره شما و ملت قضاوت خواهند کرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما می باشند: والله من ورائهم مُحيط و رقيب. کوچکترين سهل انگاری و مسامحه و کوچکترين اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعيت از هوای نفسانی که ممکن است اين عمل شريف را به انحراف کشاند بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد».و به راستی چه نسبتی است ميان عملکرد کنونی اين مجلس با انچه امام در خصوص جايگاه آن مجلس بر زبان آورده اند و اختياری که قانون اساسی و تدوين کنندگان آن بنا به رای مردم به اين مجلس و نمايند گان آن اعطا کرده است؟ چه جای انکار است که مجلسی چنان مهم در زمانه ای چنين خطير به نهادی بی اثر مبدل شده است. و من مهدی کروبی امروز اين نامه را به شما نوشتم و از باب تذکر و يادآوری اين نکات را بازگو کردم تا به وجدان خويش در برابر امام راحل، انقلاب و مردم شريف ايران عمل کرده و نشان داده باشم که آنچه بر آن مجلس می رود نه به نفع نظام است و نه به نفع مردم و نه تضمين کننده جمهوريت و اسلاميتی که بيش از ۹۸ درصد مردم در فروردين ۱۳۵۸ به آن رای دادند.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاتهمهدی کروبیششم مهر ۱۳۸۸

میر حسین پیوندت مبارک با مردمی که دوستت دارند



میر حیسن عزیز بیانه شماره 13 تو سرشار بود از عرفان و منطق در کنار هم

دوست خوب ما میر حسین عزیز، همواره بر این عقیده بوده ام که نباید دوباره قهرمان پروری روحیه ما را مخدوش کند و با بزرگان چنین کنیم که در مدتی کوتاه تبدیل به افاسنه ای بی ارزش شود.و چه زیبا تو درک کردی ذهن مردمی سبز اندیش را. تو بزرگی و بزرگ بودنت را بارها ثابت کرده ای همان گونه که خاتمی و کروبی و دیگر بزرگان سخاوت و بزرگی خود را به اثبات رساندند.من امروز را به تو تبریک میگویم نه به خاطر میلات.بلکه از بابت شناخت از مردمی که ایران را دوست دارند و به وجودش عشق می ورزند.

در این کوره راه وانفسا که گویی طعام را از دهان گنجشگ نیز به غارت می برند و بال پروانه را در چشم بر هم زندنی می سوزانند، چه زیباست مرام سبز که آشتی کنان مردمی را سبب شده است که سالهاست به خاطر عقایدشان از هم تمیز داده می شدند و اکنون رنگ سبز آوازیست برای سند خوردن همان مردم زیر رنگی از عشق.

آری راست گفتی : "زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند"و ما امروز نه خود را به نام تو بلکه به نام سبزی پیوند می زنیم که همواره امید بخش روزهای آزادیست و خاطراتی از جنس سبز را زنده میکند.

به راستی چه نیک گفتی در روز تولدت که "مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند" و چه درک بزرگی داشتی از نفس کشیدن، از عشق ورزیدن و دوست داشتن و چه تفسیری داشتی از سبز..

راه سبز را ادامه خواهیم داد با بودن در کنار اندیشه سبز و رهروان سبز..

ایران سبزم پایده باشی ...


arma-7/10/88

تغییر مدیریت مخابرات از دولتی به شبه دولتی



پایگاه خبری مخابرات سلولی – ایسل / گروهِ «از دیگران»:حسن خوشپور/ سرمایه- واگذاری بلوک 50 درصدی به علاوه یک سهم مخابرات (شرکتی که به لحاظ مقیاس و موضوع فعالیت منحصربه فرد است) می توانست تجربه ماندگاری در راستای اهداف خصوصی سازی بر جای گذارد اما کنار زدن یک رقیب چند ساعت قبل از عرضه با بر هم زدن فضای رقابتی این موضوع را خاطرنشان کرد که دست اندرکاران درصدد رقم زدن نتیجه خرید به نفع یک خریدار بودند.ضمن اینکه خرید بیش از نیمی از مخابرات توسط شبه دولتی ها مانع از تحقق اهداف خصوصی سازی می شود. این در حالی است که بلوک مدیریتی مخابرات به ارزش تقریبی هشت میلیارد دلار به خودی خود مانعی برای حضور بخش های خصوصی واقعی که از توان مالی کمتری برخوردارند، بود. با این وجود سازمان خصوصی سازی با تمسک به روش های غیربازاری با اخراج تنها خریدار بخش خصوصی (پیشگامان کویر یزد)، واگذاری در فضای رقابتی را که یکی از الزامات سیاست های کلی اصل 44 است، مخدوش کرد.مخابرات شرکت صدر اصل 44 است که بنابر قانون 20 درصد آن در تملک دولت مانده و با خرید بلوک 50 درصدی به علاوه یک سهم آن توسط شبه دولتی ها، صرف نظر از اینکه آیا بخشی از سهام مخابرات به سبد عدالت تخصیص یافته یا نه در واقع سهم دولت از 20 به 70 درصد افزایش یافته است. اگرچه با واگذاری بلوک از طریق بورس چنین برآورد می شود که مخابرات خصوصی شده اما این خصوصی شدن به صورت شکلی است نه ماهوی. هرچند به لحاظ تعریف حقوقی مخابرات دیگر دولتی نیست اما ذهنیت دولتی بر آن حاکم است بدین معنی که به دلیل عدم واگذاری بلوک مخابرات به بخش خصوصی واقعی، حضور مکانیسم ها و ابزارهای دولتی در شرکت مخابرات کمرنگ نشده و مدیریت با ذهنیت دولتی تداوم می یابد که این موضوع به دلیل ایجاد و انحصار مغایر مفاد احکام و سیاست های اصل 44 است. به این ترتیب در شرکت مخابرات تنها مقررات زدایی صورت گرفته تا از شمول مقررات دولتی خارج شود، در حالی که آزادی استفاده از امتیازات بخش دولتی در آن تداوم می یابد. با واگذاری مخابرات به شبه دولتی ها، انتظار ارتقای کارایی در شرکت مخابرات از طریق کنش های بازار و نظام انگیزشی که در بازار وجود دارد، برآورده نمی شود و تنها مالکیت و مدیریت از بخش دولتی به شبه دولتی منتقل می شود. در حالی که تجربه سایر کشورهای در حال توسعه که شرایطی مشابه ایران دارند گواه آن است که مخابرات در این کشورها خصوصی اداره می شود در حالی که دولت از طریق سازمان حفظ مقررات بخشی، نظارت خود را اعمال می کند.پیش از این خطر جابه جایی انحصار دولتی با خصوصی نگرانی ما بود، در حالی که اکنون انحصار فضای شبه دولتی در حال جایگزینی با انحصار دولتی است.

۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

بهترین، قدرتمندترین، شکست ناپذیرترین، فیلترنشدنی ترین روش عبور از فیلترینگ

بهترین، قدرتمندترین، شکست ناپذیرترین، فیلترنشدنی ترین روش عبور از فیلترینگ استفاده از VPN است.

VPN ها پولی هستند به این صورت که شما باید ماهیانه مبلغی را به VPN Provider یا همان سرویس دهنده وی پی ان پرداخت کنید.

اما من یک وی پی ان کاملا رایگان را به شما معرفی می کنم. این VPN توسط یکی از هموطنان عزیزمان بدون هیچگونه چشمداشتی برای استفاده عموم ایجاد شده است.

برای استفاده از VPN قبل از هر چیز شما باید یک کانکشن بسازید. در ادامه من آموزش ساخت کانکشن وی پی ان را در ویندوز نشان می دهم.


در Control Panel ویندوز، آییکون Network Connections را پیدا و باز کنید


از منوی سمت چپ، بر روی Create a new connection کلیک کنید


مطابق تصاویر پیش بروید



در کادر، یک نام دلخواه وارد کنید



گزینه اول را انتخاب کنید



در کادر Host name or IP address تایپ کنید: freevpn1.homeunix.com

بر روی Finish کلیک کنید



در کادر User name تایپ کنید: fora1

و در کادر Password وارد کنید: freevpn1245

تیک Save this … را هم بزنید



کار تمام است.

حال به اینترنت متصل شوید.

پس از اتصال به اینترنت، کانکشن VPN خود را که ساخته اید از قسمت Network Connections کنترل پنل باز کنید و بر روی دکمه Connect کلیک کنید.
همیشه سبز باشید...

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

جایگاه تماشاچی را مثل زمین چمن ورزشگاه سبز کنیم

زمین چمن آزادی معمولا سبز است(البته جز مواقعی که نمی خواهند سبز باشد).وقتی بعد از ظهر روز روز سبز (_قدس سابق)طرفداران آبی سنگ تمام گذاشتند و با شعارهای خود باعث شدندبازی از گیرنده ها پخش نوشد بسیار خوشحال شدم.بیایید بهتر با هم باشیم.بیاید روز جمعه جایگاه تماشاگران را مثل زمین چمن ورزشگاه سبز کنیم.دوستان خوب پرسپلیسیم، دوستان عزیز و همیشگی استقلالی(تاج).قرمزها آبی ها....بیایید باور کنیم دست من و تو یکی خواهد خواهد شد وقتی سبز شویم در کنار هم ..
چه زیبا خواهد شد وقتی زمین و زمان سبز شود در آزادی...برای آزادی
نگذاریم حاکم نا مشروع اینگونه تیتر بیاورد و جنبش را ضایع کند

http://usf2008.pardisblog.com/post17.php


همه با هم با شعار دست سبزت را به من بده آزادی را سبز خواهیم کرد