۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

تاریخ را مردان بزرگ می نویسند.برای سحابی عزیز مردی که بی پیرایه در مقابل دیکتاتورایستاد




این است رسم مردانگی، این است رسم ماندگاری ،این است رمز مردان بزرگ تاریخ


یدالله سحابی (زاده ۱۲۸۴ در سنگلج، تهران - درگذشته ۲۳ فروردین ۱۳۸۱ در تهران) به همراه سید محمود طالقانی و مهدی بازرگان، یکی از مؤسسین نهضت آزادی ایران بود. وی پدر عزت‌الله سحابی یکی از فعالین سیاسی و عضو سابق نهضت آزادی است.
یدالله سحابی در سال
۱۳۱۱ از طریق قبولی در آزمون اعزام محصل به فرانسه رفت و اولین دکترای علوم ایران را با خود به ارمغان آورد. او به همراه دکتر فریدون فرشاد اولین اساتید ایرانی علم زمین شناسی در دانشگاههای ایران بوده است.[۱]
یدالله سحابی در سال ۱۳۳۳ به همراه یازده استاد دانشگاه تهران به علت اعتراض به قرداد کنسرسیوم نفت، منتظر خدمت شد و به همراه ده استاد دانشگاه
شرکت یاد را تاسیس کرد. او در سال ۱۳۴۲ به همراه دیگر سران نهضت آزادی محاکمه شد و به علت کهولت سن به چهار سال زندان محکوم شد که مدتی از محکومیت خود را به همراه مهندس بازرگان در زندان برازجان گذراند. در دولت موقت به نخست‌وزیری مهدی بازرگان که پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ تشکیل شد، سمت وزیر مشاور را داشت،
از ویکی پدیا

روحش شاد

۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

پیشنهاد به عادل : امروز در نود یک دقیقه سکوت به احترام ناصر خان حجازی (عادل امروز سبزتر از همیشه باش)

عادل عزیز میدانیم حق حجازی را امشب ادا خواهی کرد و بدون اعتنا به کودتاگران امروز هر چه هست ناصر خان است و ناصر خان

اما ما انتظار دیگری داریم، یک دقیقه سکوت به احترام ناصر خان حجازی ناصر خانی که همه می دانیم چه بر سر او آمد و چه کسی بهتر ، رک تر و بی پروا تر از تو سراغ داریم که درد ناصر را برای همه بازگو کند

(عادل جان امشب سبزتر از همیشه باش)

ثابت میکنیم دشمنان واقعی مردم شما هستید،حجازی بر روی دوش مردمی که به فکرشان بود تشییع خواهد شد نه کودتاگران



"به دروازه‌بان اسطوره‌ای سال‌های دور استقلال توصیه می‌کنیم در چارچوب خود حرکت کند و پا فراتر از حد خود نگذارد چون مردم طاقت همراهی او با دشمنان کشورشان را ندارند।"



این مزخرفات سایت حامی دولت مثل پتکی بود بر سرم، هر چند افتخار می کردم به بودن مردی سبز در انتهای خیال آبی خود اما گویی حشره های موزی همچنان به دنبال اسطوره کشی بودند و هستند، حجازی بدون شک در انتظار شانه های سبز ما خواهد بود، او هرگز از پیشمان سفر نکرد و به قول علی کریمی دوست داشتنی ، مرد عمل بود نه چاپلوسی،


به افتخار سبز بودنش همه با هم سبز می اندیشیم و ثابت میکنیم دشمان واقعی مردم شما هستید،حجازی بر روی دوش مردمی که به فکرشان بود تشییع خواهد شد نه کودتاگرانی چون شما که معلوم نیست از کدام جهنم دره ای بر ما تحمیل شده اید


چهار شنبه همه سبزیم


سخنی با آتیلا: پسر حجازی هستی و انتظار داریم تو هم چون پدر راه او را ادامه دهی و همیشه سبز باشی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

نمی شود به هر قیمتی برنده بود این یه تقلب محسوب می شود




"نمی شود به هر قیمتی برنده بود این یه تقلب محسوب می شه"حرفی که از دردهای درون فردوسی پور خبر می دهد وبا ان لحن دل نشینش به گونه ای به انتخابات کنایه میزند و تقلب و کودتا را دوباره برملا میکند، به راستی عادل چگونه مردیست که به این بی پروایی تمام سیاستهای کثیف ورزشی و غیر ورزشی را به چالش میکشد و در حالی که تمام روزنامه ها و خبرگذاری ها به مدح و ستایش از تیم قلابی دانش آموزی یکی از مدارس ورامین مشغول بودند، عادل مقام دومی آنها در دنیا را زیر سوال می برد و میگوید جای کدام افتخار است این گونه رفتارها که با تقلب و دروغ همراه است، آری او به راستی دست در لانه زنبور میکند و بی پروا از مشکلات پرده بر می دارد و حتی گریزی به بیمارستان میزند و بیمارهای رها شده در خیابان و سپس از ناصر خان حجازی می گوید که گویی برنامه ای تدارک دیده بود و اجازه پخش ان را در مورد ناصر خان نیافت و با چند بار گفتن ناصر خان عزیز این پیام را می رساند و از او به عنوان مرد بدون پروای ایران تشکر میکند،





عادل مرد دوست داشتنی این روزهای ورزش ایران است و به هیچ قیمتی نباید او را از دست بدهیم ، درود بر تو مرد بزرگ

۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد"موسوی و رهنرود عزیز به وقتش سیلی بزرگی بر کودتاگران این مرز و بوم خواهیم زد"




درووووووود بر آنهایی که تنها نیستند، دروود بر موسوی و رهنورد دو دوست سبز و همراه همیشگی، درود بر استقامت و شور و شوق شما در راه رسیدن به روزهای سبز، موسوی و رهنورد عزیز بی شک جنبش سبز رهبری نداشته و ندارد، بی شک اعتقادات سیاسی ما با هم بسیار فرق می کند، من یک سکولارم با اعتقادات خود، ولی از صمیم قلب دوستت دارم و افتخار میکنم با رای سبز تو این راه را آغاز کردم،


موسوی و رهنورد عزیز از فضای بیرون چه بگویم که گویی گرد مردگان را بر شهر پاچیدند، فلانی بر سر فلانی می زند، آن آقا از اشتباه خود گویی پشیمان است، چرا که حس میکند حتی اگر تو رئیس جمهور میشدی و مخالفت میکردی ازاین آقایی که به ظاهر موافق است کمتر خطر داشتی، هر چند ما هیچ گاه نظاره گردعوای این قوم فلک زده نمی نشینیم و هنوزمنتظریم تا راهی برای دوباره سبز شدن بیابیم، آخر میدانی ما با دیگر ملتها فرق داریم، ما مردم باهوشی هستیم و به وقتش سیلی بزرگی بر کودتاگران و جادوگران این مرز و بوم خواهیم زد،


موسوی هر روز در انتظار بیانیه هایت با چه شوقی روز را شروع میکنیم، گویی بیانیه هایت هر چند گاه بی گاه به مزاق ما خوش نیامد، ولی در گوشت و خون ما نشسته بود، از راه سبز گفتی از سبز زندگی کردن از دروغ نگفتن، حرفهای آشنا زدی و آشنایان را عاشقتر کردی، دوست داشتنی بودی و بدون شک دوست داشتنی خواهی ماند


رهنورد ، نمونه یک زن واقعی با هر پوششی که داشتی و شاید به خیال کسانی تو با ما نبودی، تو روی زنان این مرز بوم را سفید کردی و با همراه بودنت ثابت کردی که هنوز زن در ایران همان زنیست که در قرون گذشته به آن افتخار می کردیم، تو ثابت کردی خون ندا و ترانه و آن همه زنی که در راه آزادی به خاک فرو رفتند هرگز بند نخواهد آمد تا زمانی که شیر زنانی چون تو را د رخود می پروراند،


موسوی و رهنورد عزیز دلمان به معنای واقعی کلمه برایتان تنگ شده و در انتظار دوباره دیدنتان هر چند هرگز ندیده ایم روز را صبح میکنیم


پیروز باد جنبش آزادی خواه سبز، زنده باد سرزمین در خون فرو رفته ایران، زنده باد موسوی، زنده باد رهنورد، زنده باد آزادی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

آیا دیکتاتور خامنه ای با آمریکا و کشورهای غربی در سوریه در صورت مداخله نظامی آنها مقابله خواهد کرد ؟



بی صبرانه در انتظار انقلاب سوریه بودیم،چرا که دردخالت مستقیم با وضعیت کنونی ایران و دیکتاتور آن می باشد و باید گفت منطقه را وارد فاز دیگری از جنگهای فرا منطقه ای خواهد کرد، انقلابی که پس از اتفاقات پی در پی در کشورهای عربی اتفاق افتاد و هر کدام در جای خود حائز اهمیت بود که منجر به سقوط دیکتاتورها و یا تنزل سیاسی آنها در سطح بین الملل شد، در لیبی گویی جریان به گونه ای دیگر دنبال می شد، بدینگونه که کشورهای اروپایی و آمریکا تصمیم به دخالت مستقیم در امور جنبش مردمی این کشور گرفتند، علت این امر خون خوار بودن بیش از حد دیکتاتور آنها قذافی بود که گویی مردم خود را گوسفندانی دم ذبح فرض می کرد، تعداد کشته ها هر روز بیشتر میشد و نارضایتی ها و مقاومت مردم نیز به سرعت در حال رشد بود، این جریان همچنان ادامه دارد تا در نهایت بی شک به سقوط دیکتاتور باینجامد،



وقتی به اوضاع سوریه می نگریم و از طرفی سانسور خبری در رسانه های ایران را مشاهده میکنیم به این نکته خواهیم رسید که پشت این کشتار دسته جمعی سپاه و رهبران ایران دست دارند و به هیچ عنوان صلاح نمی دانند که این انقلابهای اخیر به کشوری که برای آنها از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است سرایت کند،سوریه برای ایران منبع اطلاعاتی بسیار با اهمیت و همچنین جایگاهی امن برای پرورش نیروهای سرکوبگر و همچنین به خاطر نزدیکی به اسرائیل راهی کاملا آسان برای کنترل اوضاع در منطقه می باشد و بدون شک انقلاب مردم سوریه به ضرر رهبران ایرانخواهد بود، ولی مردم سوریه اثبات کردند که مصمم به پایان دیکتاتوری سوریه هستند، دلیل این امر نیز کشته دادن حدود هشتاد نفر تنها در یک تظاهرات در روز جمعه می باشد



اگر اوضاع به همین منوال پیش رود بدون شک سوریه نیز مورد توجه کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا خواهد بود و این کشورها راهی نخواهند یافت جز دخالت مستقیم نظامی در سوریه و این امر بدون شک به جنگی تمام عیار بین ایران و کشورهای غربی خواهد کشید،



سوال پیش می آید آیا ایران حاضر است از منافع خود بگذرد و با کشورهای غربی وارد جنگ شود؟ بدون شک دیکتاتور ایران با دل خوش کردن به اخبار دروغ و بزرگنمایی بیش از حد توان نظامی ایران وارد جنگ بزرگی خواهد شد که بدون شک در سقوط این دیکتاتوری بی تاثیر نخواهد بود،



پشوتن- سوم اردیبهشت 90

۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

وقتی کسی خود را می سوزاند باور کنید که به انتهای راه جمهوری اسلامی رسیده ایم. روز کارگر روز پیوند جنبش با کارگران




چگونه است که کارگری از شدت فقر خود را می سوزد و ما پشت درهای بسته به انتظار برنامه ای از سوی تشکلها هستیم، به راستی فراموش نکرده ایم که پیروزی این جنبش تنها با همراه کردن قشر پایین و کارگری جامعه با بدنه اصلی جنبش میسر خواهد شد، قشری که به واقع مورد حجوم سیاستهای کثیف دولتی هرزه شده است و رو به زوال و نابودیست ، با یارانه ها چه مردمی که به خیالی باطل دولتی خدمتگذار و به تازگی دولتی منتظر منجی عالم را پشت سر خود دارند و چه خام می اندیشند این سیاه رویان زمانه،


وقتی کسی خود را می سوزاند باور کنید که به انتهای راه رسیده است و این تنها انتهای راه او نیست، انتهای راه جمهوی اسلامیست ، این انتهای راه برای او و شاید راهی جدید برای کسانیست که هنوز در باوری اشتباه گرفتارند که این حکومت اصلاح خواهد شد، باید دید و درس گرفت و اجازه نداد باری دیگر کارگران زحمت کشی که هنوز به باور نرسیده اند که می توانند بدنه اصلی جنبش را تشکبل دهند خود را به فلاکت رسانند هرچند پیامی عمیق در آن نهفته باشد، سال آگاهی تا رهایی را وقتی با جهاد اقتصادی جادوگر تاریخ مقایسه میکنیم خواهیم فهمید آگاهی اقتصادی امروز بزرگترین پیام برای کاخ نشینان سلطنتی با روبند دین است، راه را بر دیگران نبندیم و برای رسیدن به آگاهی خود را در صف مقدم این جبهه قرار دهیم ،


روز کارگر نزدیک است و باز شاید میعاد جنبشی سبز که به تازگی از آتش سوختن پروانه ای سرخ شده، باید اندیشه کرد آگاه شد و دست در دست هم به سوی آزادی پرواز کرد، به روزی می اندیشیم که کارگران این مرز و بوم هیچ گاه احساس یاس و نا امیدی را در درون خود حس نکرده و همراه ما به سرزمنی آزاد بیا ندیشند


آن روز از امروز آغاز خواهد شد، روز کارگر نزدیک و ما منتظر نوشته ای دیگر


"دیکتاتور به پایان سلام کن"