ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

منی که با ریسک حمله بسیجی ها تصمیم میگیرم بیست و دو خرداد به خیابان بیایم کاملا با جمهوری اسلامی و قانون اساسی مخالفم




گفتمان ابهام آلود اصلاح طلبی، په بلایی بر سر جنبش خواهد آورد؟به راستی تصمیم گیران اصلی جنبش سبز چه کسانی هستند؟مردمی با ریسک تمام مقابل ذوب شدگان در ولایت مطلقه می ایستند و خطر تجاوز و زندان و کتک خوردن را به جان می خرند یا آنهایی که مردم را به سوی قتلگاه منحرف میکنند بی آنکه سودی از این بابت نصیب گروهی یا شخصی شود؟ چرا انهایی که در پشت تصمیمات ناخردانه قرار میگیرند به راحتی به خود اجازه میدهند که باشعور مردم بازی کرده تا شاید در انتهای راه سودی نصیب آنها گردد در حالی که میدانند حکومت جور و ظلم جمهوری اسلامی هیچ رحمی به سربازان گم نامشان نمی کنند و بی مهابا آنها را آماج بی رحم ترین و متحجر ترین روشهای شکنجه می کنند؟


تظاهرات ساکت در شرایط حاضر ایران چه معنی دارد و چه هدفی را دنبال می کند؟ یکبار بطور خود جوش در تظاهراتی خود جوش مردم دست به تظاهرات ساکت زدند. هدف این تظاهرات ، اعتراض به کودتای انتخاباتی بود. علت سکوت نیز این بود که بهانه برای رژیم برای به خشونت کشیدن تظاهرات فراهم نکنند. ولی از زمان اعلام جنگ خامنه ای به ملت در نماز جمعه، هر گونه تظاهراتی چه ساکت و چه ناآرام به خون کشیده شده است، پس علت اولیه تظاهرات ساکت علت وجودی خود را از دست داده ،شورا تصمیم بر بستن دهان مردم گرفته است در حالی که می داند روزی سکوت مردم برای به خشونت نکشیدن جریان بود و رسیدن به خواسته های احتمالی
پس از آن تجربه های شکست خورده در مقابل رژیم جنایتکار و فاسد، آنهم در این زمان دلیل این درخواست چه می باشد؟ البته اگر مطمئن بودند که تظاهر کنندگان خط قرمز اصلاح طلبان را رعایت می کردند و تظاهر کنندگان خواستار بازگشت به دوران "طلایی امام " و "اجرای چنین قانون اساسی" ای می شوند، آنگاه هیچ علتی وجود نداشت که از مردم بخواهند که دهانشان را ببندند. پس علت اصلی چنین در خواست نامتعارفی همان ترس از شعارهای ساختار شکن و انقلابی می باشد. به نظر می رسد که نیک می دانند که موج روز افزونی از جوانان روز بروز و بنا بر تجربه به این نتیجه رسیده اند که اصلاح رژیم ولایت مطلقه با ذهنیت قرون وسطی اش تنها در فروپاشی آن می باشد। دیگر اینکه نسل جوانی که به این نتیجه رسیده است و می بیند که کشورهایی مثل مصر و تونس با وجود بسیار دیرتر از ایرانیان شروع کردن ولی بسیار زودتر به اولین هدف خود، که همان سرنگونی مستبد بود، رسیده اند


آن روزها که سکوت بود و صحنه های زیبای سکوت سبز که همه ما به آن را تجربه کردیم شعار ما رای من کجاست بود و دیگر هیچ و امروز شعار من جز نابودی کامل اصل ولایت فقیه و قانون بی پایه اساسی نخواهد بود و تنها با فریاد خواهد بود که می توان به این نتیجه دست یافت ، حال لازم می آید جوانی که با وجود ریسک حمله بسیجی های رژیم، تصمیم می گیرد که به خیابان بیاید از خود سئوال کند که چه نوع هدفی ارزش چنین ریسک کردنی را دارد؟ آیا آرزوی بازگشت به دوران" طلایی امام " و اجرای بدون تنازل قانون اساسی ارزش چنین ریسک کردنی را دارد یا هدف را استقرار حاکمیت جمهور مردم و آزادیها در سرزمینی مستقل و رشد یاب که در آن حقوق ذاتی تمامی انسانها در یک دولت حقوقمدار به رسمیت شناخته می شود و دولتی که در خدمت مردم برای فعلیت بخشیدن به این حقوق، قرار می گیرد؟ واقعا کدامیک از این اهداف ارزش چنین ریسک کردنی را دارند؟



ولی سخنی که با هم رزمان خود دارم، سخنی که با تمام جنبشیان راه آزادی تمام سبز اندیشان، به راستی ما هنوز نتوانسته ایم برای خود پایگاهی مناسبی برای اطلاع رسانی بسازیم، تمام سعی ما در بالاترین و فیس بوک و دیگر سایتها و شبکه های اجتماعی می باشد که به آن اعتماد کردیم که بی شک بی تاثیر نیست، ولی باور داریم که اصلاح طلبان با تمام رفتار نا بخشودنیی که در این امر انجام دادند یک منبع مفید برای اطلاع رسانی هستند و باید قبول کنیم هنوز از راه جنبش سبز جدا نگشته اند، این درایت ما را می طلبد که چگونه از شرایط موجود استفاده لازم را ببریم، پس با علم به این موضوع با خویشتنداری به فکر روزهای آینده و پیروزی های آینده باشیم


pashootan

منبع : انقلاب اسلامی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر