ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

جایگاه رهبری در میان مردم و نظام

پس از حمایت رهبری از کودتای ننگین 22 خرداد ماه سال جاری، حامیان او و همچنین حکومت احمدی نژاد بر آن آمدند تا از بروز نا آرامی جلو گیری کرده و طرفداران خود و رهبری را عملا از دست ندهند.از میان این افراد آقای مصباح یزدی گوی سبقت را از اصولگرایان و طرفداران رهبری گرفته و بارها بر علیه افرادی که اعتراض خود را چه به صورت علنی و چه به صورت غیر علنی اعلام کرده بودند اقدام به سخنرانی و انتشار بیانه های مختلف نمودند.از جمله پس از سخنرانی آقای رفسنجانی در نماز جمعه که به امامت خود ایشان بر گذار شد او صراحتا از لحن امام جمعه موقت تهران انتقاد کرده و رفسنجانی را به نوعی مورد حملات خود قرار داد و در بیانی دیگر حمایت خود را از حکومت الهی رهبری صرف این که مردم نیز این حکومت را نپذیرند اعلام نمود و البته در جریانات مختلف، خود را در صف اول انتقاد از اصلاح طلبان قرار داد.با این فرض باید شک کرد که چگونه می شود انقلابی سالم مانده باشد در حالی که افرادی که خود را صاحبان آن میدانند اینگونه از یکدیگر حمایت کرده و حتی حکومت خود را به جانشینی امام عصر نسبت دهند و مردمی که به دست انها این انقلاب شکوفا گردید، برده هایی فرض کنند که در برابر حکومت الهی خود خوانده، همواره سر تعظیم فرود آورند.به گوشه هایی از سخنان رهبری در وصف مصباح یزدی توجه کنید:
۱- بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را می شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه ، فیلسوف ، متفکر و صاحب نظر در مسائل اساسی اسلام ارادت قلبی دارم . اگر خداوند متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیت هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند ،اما به لطف خدا،این شخصیت عزیز و عظیم القدر ، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر می کند۲- اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و با اخلاق برجسته وارد مي كنند اينها همه اش نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح كه حقيقتا اين شخصيت عزيز جزء شخصيت هايي است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند، مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرد! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آنجا را دشمن زود تشخيص مي دهد چون حسابگر است. دشمن آنجا را مي شناسد و به مقابله اش مي آيد، با مرحوم مطهري هم همين جور برخورد كردند.۳- نکته حاشیهای دیگری که اینجا عرض میکنم، مسئله عقبه تئوریک برای نظام است. این (مسئله) چیز خوبی است و ما به این هم احتیاج داریم؛ منتها توجه کنید که مجموعهای ازمتفکران، علما و سابقه دارهای در امر دین، مدعی عقبه تئوریک نظام هستند و آن را تشکیل میدهند. اگر شما خود را از مجموعه کسانی که در باب دین و مسئله دین و معرفت دینی مدعیاند، بر کنار داشتید، ناقص خواهید ماند؛ لااقل بی اطلاع خواهید ماند که این خودش اشکال بزرگی است... الان ما در حوزه قم علمایی داریم، بزرگانی داریم، صاحب نظرانی داریم، اندیشه پردازان یا تئوریسینها و ایدئولوگهایی داریم که با دفتر تبلیغات هیچ ارتباطی ندارند. ما شخصیت علمی، فکری و روشنفکری برجسته مثل آقای مصباح یزدی را در قم داریم .
سخنان رهبری در جمع مسئولان دفتر تبلیغات

آقای مصباح یزدی خود را جلو تر از این گونه نظرات یافت در اقدام عجیبی تبعیت از رئیس جمهور را تبعیت از خداوند خواند و اعلام کرد وقتی ولی فقیه که نماینده امام عصر است رئیس جمهوری را تایید میکند پس ایشان مورد حمایت امام عصر و خداوند است در صورت اطاعت نکردن از او در مقابل خداوند اطاعت ننموده ایم.

چکیده مطلب

این در حالیست که بررسی های موجود، جدایی هسته اصلی اصولگرایان را بر ملا کرده و روحانیون که همواره از رهبری حمایت می کردند بر این امدند تا ساز مخالفتهای سیاستهای غلطی که تا امروز بر انها تحمیل شده، زده و خود را از این جریانات به دور کنند.آنها به روایتی از جریانی شاکی بودند که درست نقطه عطف رهبر و نظام بود.به قدرت رسیدن سپاه در صدر تمام امور و تا حدی که اکثر آگاهان به این مسئله اعتفاد پیدا کردند که رهبری نیز تحت تاثیر این قدرت و فرمان بردار این طیف اقلیت جامعه بوده و هست.از این رو سخنان بر علیه رهبری آغاز شد و روحانیون ارشد جامعه که روزگاری در انقلاب جایگاهی برای خود داشته و مورد احترام مردم بودند، آمالهای انقلابی خود را بر باد رفته دیده و دست به اقداماتی علیه نظامی که خود زنجیره های جدا نشدی آن بودند زده و در واقع به خود زنی دچار شدند.
بخش هایی از نامه بدون امضای روحانیون در مورد عزل رهبر

"بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای اینکه مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آنهم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملا منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند.""... آقای خامنه ای سپاه را به گارد شخصی خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصی خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند.""رهبر جمهوری اسلامی بخاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هرکسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد." "چنان دیکتاتوری حاکم شده است که ما نیز به عنوان مدافعان حریم شریعت و دیانت با وجود اینکه با کثیری از شما حضرات مؤانست داریم اما ناچار از تقیه هستیم اما این تقیه دائمی نخواهد بود و این شکایت اگر رسیدگی نشود آخرین نخواهد بود.""رسانه‌های انحصاری دولتی می‌کوشند به مردم نجیب و مسالمت‌جوی ما تهمت اغتشاشگری بزنند اما دو راهپیمایی در روزهای دوشنبه ۲۵ خرداد و چهارشنبه ۲۷ خرداد خط بطلانی است بر این اتهامات. هر بار جمعیتی بیش از یک میلیون نفر دست به راهپیمایی زدند و در این جمعیت عظیم که مسیری چندکیلومتری را طی کرد حتی یک شیشه شکسته نشد، یک شعار سر داده نشد و خونی از بینی کسی بیرون نیامد. این دو حرکت باشکوه نشان داد که مردم فقط به انتخاباتی متقلبانه اعتراض دارند و نظام و اسلام و پلیس و سپاه و بسیج را از خودشان می‌دانند.""اما متاسفانه درپی سخان تند مقام رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ بود که روز شنبه از سحرگاهان با گسیل ده‌ها هزار نیروی امنیتی و لباس شخصی که بعضا از نقاط دیگر آورده شده بودند شهر بزرگ تهران را بدون اعلام رسمی تبدیل به حکومت نظامی کردند و همان مردم مسالمت‌جو را که برای تکرار راهپیمایی آرام خود در مسیر انقلاب تا آزادی آمده بودند مورد حمله قرار دادند و برای جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه تجمع به محض اینکه چند نفر را با همدیگر می‌دیدند با باتوم مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند و با این رفتار تحریک‌آمیز و تحقیرکننده خود موجب واکنش مردم شدند. صدها نفر را زخمی و بازداشت کرده یا به شهادت رساندند هم آنان را اغتشاشگر نامیدند.""[آیت الله]آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه گفتند:«قانون فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانيد. انتخابات اصلا براي چيست؟ انتخابات براي اين است كه همه اختلافها سرصندوق رأي حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاي رأي معلوم شود كه مردم چي مي خواهند، چي نمي خواهند؛ نه در كف خيابانها» اما کسی که نخستین گام را برای قانون شکنی برداشت و موجب شد نامزدها و مردم مطمئن شوند که اعتراضات و شکایت بی حاصل است وتصمیم به رئیس جمهور شدن احمدی نژاد از قبل اتخاذ شده است شخص رهبری بود.""در حوادث اخیر نیز عده ای از شخصیت ها و جوانان را به زندان برده و تحت شکنجه جسمی و یا شکنجه روحی قرار داده و از زندان به همراه مامور به بیدادگاه فرمایشی و خلاف شرع آوردند تا آنچه را به آنها دیکته شده بود در مورد پیوند با منافقین و بیگانگان و غیره بر زبان آورند. حال آنکه اگر خود جناب آقای خامنه ای را هم فقط یک هفته به همین سلول ها ببرند به مسائلی بیش از اینها اعتراف خواهند کرد.""در حوادث اخیر گزارش های وافره ای واصل گردیده است مبنی براینکه اگر مردم از چنگ مهاجمان امنیتی یا لباس شخصی به خانه ای گریختند ماموران به آن خانه یورش برده و پناه بردگان و صاحبان خانه را با ضرب و شتم دستگیر کرده اند. همچنین در موارد بسیاری اتفاق افاده است که به خانه کسانی که تنها پناه خود را الله اکبر گفتن بر بام خانه می دانستند حمله ور شده و با خشونت آنها را دستگیر کرده و با خود برده اند. از میان این خشونت ها ماجرای حمله به مجتمع مسکونی سبحان به صحن مجلس کشیده شد و کمیته حقیقت یاب مجلس گزارش تکان دهنده اش را منتشر کرد اما گوش شنوایی وجود نداشت. این حادثه غریبی است که روی بدترین جانیان را سفید کرده است زیرا خانه و حریم خصوصی مردم پناهگاه امن مردم بوده است اما ماموران استبداد می خواهند به مردم بگویند هیچ حریم امنی وجود ندارد و مردم حتی درخانه خودشان هم مرعوب باشند. این جرم در برابر چشمان دیگران صورت گرفت.""بنابر آنچه تسطیر یافت مضاف بر تخلفات و مظالم گسترده سال های اخیر که باید مبسوطا در رساله شکواییه دیگری به آن پرداخت، مسئول اصلی بروز بی اعتمادی و درگیری و خشونت ها و کشتارها و زندان ها در انتخابات اخیر، شخص [آیت الله] آقای خامنه ای است و صلاحیت بقای در این مقام را ندارد.""همانطور که حضرات وقوف دارند در جریان مظالم سال های اخیر و خصوصا ماههای اخیر جناب [آیت الله] آقای خامنه ای شرایط مندرج در اصول پنجم و یکصد ونهم را از دست داده اند و مطاق اصل یکصد و یازده قانون اساسی جمهوری اسلامی خبرگان موظف به برکناری وی هستند و با توجه به اینکه چنین شخصی منعزل است هرنوع تعلل شما که منجر به ادامه وضع موجود و تبعات بعدی خواهد بود مسئولیت دنیوی و اخروی آن مستقیما بر عهده شما خواهد بود."
چه بسا نزدیک است نخبگان سیاستهای مقامات کشوری و لشگری بر آن باشند تا جهت جلوگیری از ضعفهای موجود بر ملا شده، دست به اقدامات جدیدی زده و رهبری را برای مدتی به چالش انداخته و خود سوار بر موج اقدامات پشت پرده، به تغییر رهبر کنوی نظام به بهانه هایی چون بی کفایتی و یا بیماری غیر علاج رهبری ، روی آورند و مهره در آب نمک خوابیده خود را رو کنند.
در هر حال هر آنچه تا کنون نظام را استوار نگه داشته فرو ریخته و مردم و مخالفان تمام آرمانهای به باد رفته بینان گذار انقلاب را دستاویزی برای رسیدن به اهداف خود میدانند و چه رهبری بر صندلی حکومت خود را بر قرار ببیند و چه خود را عزل شده پندارد، مردم به صورت مشخص دیگر اجر و قربی و احترامی برای مقام شاخص رهبری نخواهند داشت و فرقی بین نظام ستم شاهی و شخص شاه ایران و رهبر کنونی انقلاب نمی بینند.به روایتی دیگر، جایگاه رهبری در جمهوریت ایرانی جایی بهتر از شاهنشاه ایران و چه بسا بد تر از آن نخواهد داشت . /.

ARMAN..28.5.88

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر